۱۳ مهر ۱۳۹۲

معضل جهانی مین،اذربایجان غربی4

سال ها قبل به منزل خاتون رفتم.دقایقی به انتظاتر نشستم تا اینکه از مدرسه باز گشت.دختر نوجوانی که توی چشمانش می شد یک غم کهنه را دید.از ان زمان مدت ها گذشت تا اینکه بیست روز پیش یک بار دیگر به دیدنش رفتم.خاتون دیگر بزرک شده است.با دیدن وضعیت خوب اوبسیار خوشحال شدم، یادم رفت برای چه به سراغش رفتم رک و پوست کنده بگویم نتونستم عکاسی کنم.باغچه کوچکی داشت که یک درخت سیب هم به بار نشسته بود.به اصرار از همسرم خواست تا چند تایی از ان سیب ها را به چیند.چند روز پیش اخرین سیب را که پوست می کندم به یاد خاتون افتادم .با او تماس گرفتیم و دقایقی با هم صحبت کردیم .اودوره دبیرستان را گذرانده و می خواهد تحصیلات عالی داشته باشد.اراده کرده که در رشته حقوق تحصیل کند.بی شک در اینده ای نه چندان دور خانم وکیل گریبان کسانی که مین را تولید و کار می گذارند خواهد گرفت.من هم قول دادم عکس هایم راکه اسناد قابل قبول برای هر قاضی منصفی می باشد را در اختیارش بگذارم .خاتون محمد عبدالله وقتی 7 سال داشت در حال بازی با دوستانش بود که یک مین زیر پایش منفجروباعث قطع پای چپش گردید.

هیچ نظری برای این مطلب وارد نشده است!
نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
458904