لاله در گویش کردی یعنی دایی.علی اکبرفتحی پورپیر مرد ساده دل ومهربان از دو سالگی بخاطر بیماری ابله مرغان بیناییش را از دست داد.بعد از فوت پدر و مادرش با یکی ازخواهر زاده هایش زندگی می کند وامروز بعد از گذشت نیم قرن هنوز هم در کنار همان خانواده زندگی می کندو همه اهالی خانه دوستش دارند و او هم دوستشان دارد.این پیر مرد ساده و روشن دل سالیان دراز به باغداری مشغول بود . باغ لاله معروفترین باغ روستا از ان او بود که به دلیل خشک سالی باغ را رها کرده و خانه نشین شد. هنوز هم تکیه کلامش الهی شکر است و دستهای پینه بسته اش نشان از سالیان دراز رنج کشیدنش دارد.رادیو همدم و دوست همیشگی اش است که با نوایش لبخند بر لبان لاله می نشاند.کنترل کفش های اهالی خانه بعد از صرف چای ساعت 11 صبح از عادات سالیان دورتا به امروز او است.در این روزها چه ساده و معصومانه این تکه چوب علاوه بر عصای دستش ، سنگینی سرش را نیز تحمل می کندو ناز بالشش می باشد.!

          هدیه دختری که سال های کودکیش را با قصه های لاله کذراند.

هیچ نظری برای این مطلب وارد نشده است!
نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
541263